فرد عادی و فرد غیر عادی

انسان ها را می توان از نظر برخورداری از سلامت روان به دو گروه طبقه بندی کرد افراد متعادل، نرمال و سالم یعنی افرادی که بدون مشکل روانی زندگی را به پیش می برند و افراد نا متعادل، آنرمال و غیر سالم که با نگاه غلط به زندگی و پیرامون خود زندگی را به سختی و مشکل طی می کنند. البته افراد جایی بین این دو طیف و دو نقطه ی متضاد قرار دارند. سوال اصلی این است که آیا دسته ی دوم باید در مقابل گذشته ی نا مطلوب خود تسلیم شوند و آنرا به عنوان یک تقدیر و سرنوشت غیر قابل تغییر، غیر قابل اصلاح و سالم سازی بپذیرند و منفعل و بدون اثر گذاری در برابر شرایط نا مناسب گذشته از مسئولیت اصلاح دیدگاه ها، سالم اندیشی و خود شناسی، شانه خالی کنند و بار مشکلات روحی خود را که، نا خواسته بر آن ها تحمیل شده، با همه ی آثار و تبعات سوء آن، تا پایان عمر به دوش بکشند؟ جواب این سوال قطعا منفی است. راه درست این است که با تلاش به تصحیح دیدگاه ها و جهان بینی خود از طریق مراجعه به روانشناس، خود شناسی، حضور در کلاس های روان درمانی، مطالعه ی کتب و نشریات سودمند، شرکت در سمینار ها و نشست های تخصصی به فرا گیری مهارت های زندگی بپردازند و با بهره گیری از کارشناسان و تمرین و ممارست فراوان نگاه های غلط به خود، دیگران و محیط اجتماعی را کنار بگذارند و رفتار ها، مهارت ها و روش های درست مدیریت امور زندگی را فرا گیرند و در ذهن خود نهادینه کنند. این کار تنها راه ممکن است و شدنی است، ولی تصور نشود که تنها با خواستن و بدون بررسی، تمرین، تکرار، زحمت و عمل می توان به نتیجه رسید. از طریق خود شناسی فرد می تواند صفحه به صفحه کتاب ذهن خود را ورق بزنند و سطر به سطر و کلمه به کلمه آن را بخوانند. خود را بشناسد تا نگاه نو، تازه و درستی به تدریج به جهان و خود پیدا کنند. این کار تنها راه ممکن است ولی پیمودن آن به پشتکار و مداومت و صبر و شکیبایی نیاز دارد.

منبع : کتاب دشمنان قلب ما - فشار های عصبی، تغذیه ی نا سالم و کم تحرکی - گرد آوری و ترجمه علی میر سعید قاضی - سیروس ادیب مقدمه ای از دکتر محمد حسین ماندگار.

/ 0 نظر / 5 بازدید